محمد باقر شريعتى سبزوارى
209
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مىرساند و دين هم حرمت مشروبات را اعلام مىدارد . از مجموع اين معلومات نتيجهگيرى مىشود كه بايد از مشروبات و مواد مخدر اجتناب كرد . پزشكى كه به علم طب ايمان دارد به سادگى بر خلاف مقتضاى دانش حركت نمىكند و اگر احياناً بر خلاف علمش عمل كند به جهت غلبهء هواهاى نفسانى است ، نه اينكه براى دستآوردهاى علمى ارزش قائل نباشد . البته علم به پرهيز از مشروبات الكلى فرمان نمىدهد ، بلكه عقل عملى به كمك شناخت علوم به سبب علاقه به حيات و پرهيز از خطر ، به اين نتيجه مىرسد كه بايد از مشروبات الكلى دورى كرد . البته ما بر اين باور تأكيد داريم كه علوم مادى نمىتواند جهانبينى براى ما توليد كند و همچنين معتقديم كه از « هستى » به « بايد » و « نبايد » نمىشود گذر كرد ، ولى اگر به اصولى ايمان و يقين داشته باشيم بدون شك بايد و نبايدهايى را بايد در همان محدوده بپذيريم و ملاك عمل قرار دهيم . البته اگر از علم ، استنتاج نادرستى كرده باشيم عوارض خطرناكى را به بار خواهد آورد ، زيرا هر انسانى طبق تفكرات شكل يافتهء خويش عمل مىكند و اگر نتيجهگيرى معقول و صحيح باشد آثار مطلوبى خواهد داشت . به قول مولوى : اى برادر تو همه انديشهاى * مابقى تو استخوان و ريشهاى گر بود انديشهات گل گلشنى * وربود خارى تو هيمهء گلخنى پس بهطور كلى نمىشود رابطهء علم و عمل را نفى كرد ، چنانكه بهگونهء مطلق نيز اين رابطه قابل اثبات نيست . اين سخن بگذار تا وقت ديگر . اكنون به اصل مطلب مىپردازيم . آقاى سروش در مورد كلام علّامه سخنى دارد كه ذكر آن از جهاتى خالى از لطف نيست . عين مطالب ايشان در توضيح كلام علّامه بازگو مىشود . نامبرده مىنويسد : « [ علّامه طباطبائى ] اين مقاله با شعرى از حافظ آغاز مىگردد : خ خ ماهى چو تو آسمان ندارد / سروى چو تو بوستان ندارد ، و آنگاه شرح مبسوطى به دنبال آن مىآيد تا نشان دهد كه امثال اينگونه تشبيهات و استعارات ، چه در شعر و چه در نثر ، از انواع ادراكات اعتبارى و يا انديشههاى پندارى هستند و اگر چه سودمندند و هدفى را دنبال مىكنند و